einfliegen
با پرواز وارد شدن، تست کردن هواپیمای جدید
Bedeutungen
1
aus / in + Akkusativ
با هواپیما وارد کشوری یا شهری شدن
- Mein Freund ist gestern aus Berlin eingeflogen.دوست من دیروز با پرواز از برلین آمد.
- Die Experten sind zur Konferenz eingeflogen.کارشناسان برای کنفرانس با پرواز وارد شدند.
2
Akkusativ
هواپیمای تازه ساختهشده را برای اولین بار پرواز دادن و آزمایش کردن
- Der Testpilot muss das neue Flugzeug einfliegen.خلبان آزمایشکننده باید هواپیمای جدید را تست کند.
- Der neue Jet wird im Arktisgebiet eingeflogen.جت جدید در منطقه قطبی مورد آزمایش پروازی قرار میگیرد.