herausfliegen
بیرون پرواز کردن، اخراج شدن، سقوط کردن
Bedeutungen
1
aus + Dativ
به سرعت از داخل محلی به بیرون پرواز کردن یا خارج شدن
- Der Ball ist aus dem Fenster herausgeflogen.توپ از پنجره به بیرون پرتاب شد.
- Die Vögel fliegen morgens aus dem Nest heraus.پرندگان صبحها از لانه به بیرون پرواز میکنند.
2
aus + Dativ
اخراج شدن از کار، مدرسه یا تیم به خاطر تخلف
- Er ist wegen Unpünktlichkeit aus der Firma herausgeflogen.او به دلیل بدقولی و تأخیر از شرکت اخراج شد.
- Wenn du nicht lernst, fliegst du aus dem Team heraus.اگر درس نخوانی از تیم اخراج میشوی.
3
intransitiv
کنده شدن قطعات ساختمانی در اثر طوفان یا سقوط وسیله پروازی
- Bei dem Orkan sind einige Dachziegel herausgeflogen.در طوفان چند کاشی سقف کنده شدند و افتادند.
- Das Flugzeug ist wegen eines Defekts herausgeflogen.هواپیما به دلیل نقص فنی سقوط کرد.