herausfliegen

Aussprache: /hɛˈʁaʊsˌfliːɡn̩/
Wortzerlegung: her·aus·flie·gen
فعل

بیرون پرواز کردن، اخراج شدن، سقوط کردن

Bedeutungen

1 aus + Dativ

به سرعت از داخل محلی به بیرون پرواز کردن یا خارج شدن

  • Der Ball ist aus dem Fenster herausgeflogen.توپ از پنجره به بیرون پرتاب شد.
  • Die Vögel fliegen morgens aus dem Nest heraus.پرندگان صبح‌ها از لانه به بیرون پرواز می‌کنند.
2 aus + Dativ

اخراج شدن از کار، مدرسه یا تیم به خاطر تخلف

  • Er ist wegen Unpünktlichkeit aus der Firma herausgeflogen.او به دلیل بدقولی و تأخیر از شرکت اخراج شد.
  • Wenn du nicht lernst, fliegst du aus dem Team heraus.اگر درس نخوانی از تیم اخراج می‌شوی.
3 intransitiv

کنده شدن قطعات ساختمانی در اثر طوفان یا سقوط وسیله پروازی

  • Bei dem Orkan sind einige Dachziegel herausgeflogen.در طوفان چند کاشی سقف کنده شدند و افتادند.
  • Das Flugzeug ist wegen eines Defekts herausgeflogen.هواپیما به دلیل نقص فنی سقوط کرد.