wegfliegen

Aussprache: /vɛkˈfliːɡn̩/
Wortzerlegung: weg·flie·gen
فعل

پرواز کردن و دور شدن، باد بردن

Bedeutungen

1 intransitiv

پرواز کردن و از یک محل دور شدن

  • Die Vögel sind im Herbst in den Süden weggeflogen.پرنده‌ها در پاییز به سمت جنوب پرواز کردند و رفتند.
  • Wir werden am Sonntag in den Urlaub wegfliegen.ما روز یکشنبه با پرواز به تعطیلات خواهیم رفت.
2 intransitiv

در اثر باد شدید کنده شدن و پرتاب شدن شیء

  • Mein Hut ist im starken Wind weggeflogen.کلاهم در باد شدید پرواز کرد و رفت.
  • Die Blätter sind vom Baum weggeflogen.برگ‌ها از درخت جدا شدند و با باد رفتند.