fliegen
پرواز کردن، خلبانی کردن، به پرواز درآوردن
Bedeutungen
1
intransitiv (mit sein)
پرواز کردن، حرکت در هوا با هواپیما یا بال (فعل ناگذر)
- Der Vogel fliegt hoch am Himmel.پرنده در ارتفاع بالا در آسمان پرواز میکند.
- Wir sind letztes Jahr nach Spanien geflogen.ما سال گذشته به اسپانیا پرواز کردیم.
2
Akkusativ (mit haben)
هدایت کردن، خلبانی کردن یا به پرواز درآوردن وسیله پرواز (فعل گذر)
- Der Pilot fliegt das Flugzeug sicher.خلبان هواپیما را به ایمنی هدایت میکند.
- Er hat einen Drachen im Park geflogen.او یک بادبادک را در پارک به پرواز درآورد.