fliegen

Aussprache: /ˈfliːɡn̩/
Wortzerlegung: flie·gen
فعل

پرواز کردن، خلبانی کردن، به پرواز درآوردن

Bedeutungen

1 intransitiv (mit sein)

پرواز کردن، حرکت در هوا با هواپیما یا بال (فعل ناگذر)

  • Der Vogel fliegt hoch am Himmel.پرنده در ارتفاع بالا در آسمان پرواز می‌کند.
  • Wir sind letztes Jahr nach Spanien geflogen.ما سال گذشته به اسپانیا پرواز کردیم.
2 Akkusativ (mit haben)

هدایت کردن، خلبانی کردن یا به پرواز درآوردن وسیله پرواز (فعل گذر)

  • Der Pilot fliegt das Flugzeug sicher.خلبان هواپیما را به ایمنی هدایت می‌کند.
  • Er hat einen Drachen im Park geflogen.او یک بادبادک را در پارک به پرواز درآورد.