hochfliegen
اوج گرفتن، لو رفتن (نقشه)، منفجر شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سمت بالا و ارتفاع پرواز کردن یا اوج گرفتن (مانند هواپیما، پرنده).
- Das Flugzeug flog nach dem Start steil hoch.هواپیما پس از برخاستن به شدت اوج گرفت.
- Der Drachen flog hoch am Himmel.بادبادک در آسمان بالا پرواز کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت مجازی، لو رفتن نقشه و توطئه یا منفجر شدن چیزی (به طور ناگهانی و با صدا).
- Ihr Plan ist leider hochgeflogen, bevor sie ihn umsetzen konnten.متأسفانه نقشه آنها قبل از اجرا لو رفت.
- Die alte Fabrik ist gestern hochgeflogen.کارخانه قدیمی دیروز منفجر شد.