fliessen Aussprache:/ˈfliːsn̩/Wortzerlegung:flies·sen Wort جریان داشتن، جاری بودن معانی و تعاریف fliessen:(در مورد مایعات) جاری شدن، روان بودن.(مجازی) به آرامی و بدون وقفه حرکت کردن یا پیش رفتن (مانند مکالمه، پول).(در مورد مو، پارچه) به نرمی و آزادانه آویزان بودن یا حرکت کردن. جملات نمونه برای fliessen:Das Wasser fließt in den Fluss.آب به رودخانه جاری میشود.Tränen flossen über ihr Gesicht.اشکها بر صورتش جاری شدند.Das Gespräch floss ganz natürlich.مکالمه کاملاً طبیعی پیش میرفت.