فعل
بازی کردن با دستگاه پینبال؛ پریدن، جهیدن (به صورت غیررسمی)
معانی و تعاریف flippen:
- (عامیانه) به شدت هیجانزده، عصبانی یا دیوانه شدن، کنترل خود را از دست دادن. (معمولاً به صورت 'ausflippen' استفاده میشود)
- (در بازی پینبال) با استفاده از اهرمها (فلیپرها) توپ را به بالا پرتاب کردن.
جملات نمونه برای flippen:
Komm, wir ''flippen'' ne Runde.
بیا یک دست پینبال بازی کنیم.
Gekonnt läßt sie den Kiesel über die Wasseroberfläche ''flippen''.
او ماهرانه سنگریزه را روی سطح آب میپراند.
„Mein Freund Rüdi lebt Musik · Vor und zurück, er ''flippt'' und schwitzt“
«دوست من رودی موسیقی زندگی میکند · جلو و عقب، میپرد و عرق میریزد»