فعل
بازی کردن با دستگاه پینبال
معانی و تعاریف flippern:
- پینبال بازی کردن
جملات نمونه برای flippern:
„Kurz vor seiner Prüfung war er am Ende vor Stress völlig aufgelöst, seine Kameraden aus der Malerklasse besuchten und entführten ihn in die Eckkneipe und ''flipperten'' dort mit ihm eine Runde, was ihn wieder auf andere Gedanken brachte.“
مدت کوتاهی قبل از امتحانش، او به دلیل استرس کاملاً آشفته بود، رفقایش از کلاس نقاشی او را به کافه بردند و با او یک دور پینبال بازی کردند که باعث شد دوباره به خودش بیاید.
Wir haben den ganzen Abend in der Spielhalle geflippert.
ما تمام شب را در سالن بازی پینبال بازی کردیم.
Er liebt es, am Wochenende zu flippern.
او عاشق این است که آخر هفتهها پینبال بازی کند.