flipperten
تکان میخوردند
Bedeutungen
1
nicht spezifisch (معمولاً بدون حالت گرامری مشخص)
به صورت استعاری، به سرعت، بینظم و گاهی با لرزش خفیف حرکت کردن، مانند تکان خوردن کاغذ در باد یا لرزش یک صفحه نمایش.
- Die Seiten des alten Buches flipperten im leichten Luftzug.صفحات کتاب قدیمی در نسیم ملایم به سرعت تکان میخوردند.
- Das Bild auf dem alten Röhrenfernseher flipperte leicht, bevor es ganz erlosch.تصویر روی تلویزیون لامپی قدیمی قبل از خاموش شدن کامل، کمی لرزید.