فعل
لرزیدن (نور یا هوا)، سوسو زدن
معانی و تعاریف flirren:
- (نور، هوا) به دلیل گرما یا حرکت، به صورت لرزان یا سوسو زننده به نظر رسیدن.
جملات نمونه برای flirren:
Die Hitze ließ die Luft über dem Asphalt flirren.
گرما باعث شد هوا روی آسفالت سوسو بزند.
Das Licht der Kerze flirrte im Wind.
نور شمع در باد میلرزید.