anfliegen
نزدیک شدن (پرواز)، فرود آمدن، ناگهان دست دادن (احساس)
Bedeutungen
1
Akkusativ
با پرواز به سمت هدف، فرودگاه یا هدفی حرکت کردن جهت نشستن
- Das Flugzeug fliegt den Flughafen Frankfurt an.هواپیما به سمت فرودگاه فرانکفورت برای فرود حرکت میکند.
- Der Vogel hat den Müllhaufen angeflogen.پرنده به سمت توده آشغال پرواز کرد.
2
Akkusativ
ناگهان و به صورت غیرمنتظره احساسی مانند ترس یا خشم به کسی دست دادن
- Mich flog plötzlich eine große Angst an.ناگهان ترس شدیدی به من دست داد.
- Ihn flog eine plötzliche Wut an.خشم ناگهانی به او دست داد.