florieren
رونق داشتن، شکوفا شدن
Beispiele
- Die Künste ''florierten'' in Weimar.هنرها در وایمار رونق داشتند.
- Leider ''floriert'' auch der illegale Handel mit Waffen.متأسفانه تجارت غیرقانونی سلاح نیز رونق دارد.
- Das Geschäft ''floriert.کسبوکار رونق دارد.
- Ich kann nicht klagen, die Geschäfte ''florieren.نمیتوانم گله کنم، کسبوکارها رونق دارند.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
در مورد کسبوکار، اقتصاد، گیاهان و غیره: رونق داشتن، شکوفا شدن، موفق بودن.
- Das Geschäft floriert seit der Eröffnung sehr gut.این کسبوکار از زمان افتتاح تاکنون بسیار خوب رونق داشته است.
- Nach der Renovierung begann der Garten wieder zu florieren.پس از بازسازی، باغ دوباره شروع به شکوفایی کرد.