florieren

Aussprache: /floˈriːrən/
Wortzerlegung: flo·rie·ren
فعل

رونق داشتن، شکوفا شدن

Beispiele

  • Die Künste ''florierten'' in Weimar.هنرها در وایمار رونق داشتند.
  • Leider ''floriert'' auch der illegale Handel mit Waffen.متأسفانه تجارت غیرقانونی سلاح نیز رونق دارد.
  • Das Geschäft ''floriert.کسب‌وکار رونق دارد.
  • Ich kann nicht klagen, die Geschäfte ''florieren.نمی‌توانم گله کنم، کسب‌وکارها رونق دارند.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

در مورد کسب‌وکار، اقتصاد، گیاهان و غیره: رونق داشتن، شکوفا شدن، موفق بودن.

  • Das Geschäft floriert seit der Eröffnung sehr gut.این کسب‌وکار از زمان افتتاح تاکنون بسیار خوب رونق داشته است.
  • Nach der Renovierung begann der Garten wieder zu florieren.پس از بازسازی، باغ دوباره شروع به شکوفایی کرد.