ausfließen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌfliːsn̩/
Wortzerlegung: aus·flie·ßen
فعل

بیرون ریختن، سرریز شدن، نشت کردن (مایعات)

Beispiele

  • Nun öffnet man den seitlichen Hahn, worauf aus dem Apparat so lange Kochsalzlösung ''ausfließt'', bis der Druck im Innern des Apparats dem äußeren Luftdruck angeglichen ist.حالا شیر جانبی را باز می‌کنند، که پس از آن محلول نمکی تا زمانی که فشار داخل دستگاه با فشار هوای بیرون برابر شود، از دستگاه بیرون می‌ریزد.

Bedeutungen

1 بدون مفعول مستقیم

(مایعات) از یک ظرف، لوله یا منبعی به بیرون جاری شدن یا نشت کردن

  • Das Wasser ist aus dem Eimer ausgeflossen.آب از سطل بیرون ریخت.
  • Aus dem undichten Rohr fließt ständig Wasser aus.از لوله نشتی دائماً آب بیرون می‌ریزد.
2 in + Akkusativ

(رودخانه، جریان) به یک رودخانه بزرگتر، دریاچه یا دریا ریختن و به آن ملحق شدن

  • Der kleine Bach fließt in den Fluss aus.جویبار کوچک به رودخانه می‌ریزد.
  • Viele Flüsse fließen letztendlich ins Meer aus.بسیاری از رودخانه‌ها در نهایت به دریا می‌ریزند.
3 بدون مفعول مستقیم

(مجازی) (پول، انرژی، منابع) از جایی خارج شدن، مصرف شدن یا به هدر رفتن

  • Viel Geld ist in das Projekt ausgeflossen, ohne Erfolg.پول زیادی بدون موفقیت در این پروژه مصرف شد.
  • Die Energie fließt langsam aus dem System aus.انرژی به آرامی از سیستم خارج می‌شود.