zusammenfließen

Aussprache: /t͡suˈzamənˌfliːsn̩/
Worttrennung: zu·sam·men·flie·ßen
فعل

به هم پیوستن، ادغام شدن، مخلوط شدن

Bedeutungen

1 kein Objekt

برای مایعات، رودخانه‌ها یا جریان‌ها که به هم پیوسته و یکی می‌شوند.

  • Die beiden Flüsse fließen in der Nähe der Stadt zusammen.این دو رودخانه در نزدیکی شهر به هم می‌پیوندند.
  • Das warme und das kalte Wasser fließen hier zusammen.آب گرم و سرد در اینجا با هم مخلوط می‌شوند.
2 kein Objekt

به صورت مجازی، برای ایده‌ها، تلاش‌ها، منابع یا افراد که به یک نقطه مشترک می‌رسند، ادغام می‌شوند یا با هم یکی می‌شوند.

  • Die verschiedenen Meinungen der Teammitglieder flossen zu einer gemeinsamen Strategie zusammen.نظرات مختلف اعضای تیم در یک استراتژی مشترک ادغام شد.
  • Viele kleine Spenden flossen zu einem großen Betrag zusammen.بسیاری از کمک‌های کوچک در مجموع به مبلغ زیادی تبدیل شد.