flottgekommen
بازیابی شده، راه اندازی مجدد شده، دوباره به راه افتاده
Beispiele
- Nunmehr wurden das ''flottgekommene'' Motorrad im Hühnerstall für die Oma abgestellt.موتورسیکلت بازیابی شده برای مادربزرگ در طویله گذاشته شد.
بازیابی شده، راه اندازی مجدد شده، دوباره به راه افتاده