fluchten
همتراز کردن، در یک راستا قرار دادن، تراز کردن
Beispiele
- Solange diese Tür mit dem Rahmen nicht ''fluchtet,'' solange wird es durchziehen.تا زمانی که این در با چارچوبش همتراز نباشد، هوا از آن عبور خواهد کرد.
- Ein Bild hat eine zentralperspektivische Darstellung, wenn alle Raumflächen in einem Punkt ''fluchten.یک تصویر دارای نمایش پرسپکتیو مرکزی است، اگر تمام سطوح فضا در یک نقطه همتراز شوند.
- Dass hinter dem die Madonna malenden Lukas das Zimmer in die Tiefe ''fluchtet,'' wird mit dem hübschen Gedanken bedacht, dass damit „der Prozess des Malens dynamisch, nämlich als Hinüberführen der himmlischen Welt in die profane Lebenswelt gedeutet“ wird.اینکه در پشت لوکای نقاش مریم مقدس، اتاق به عمق میرود و همتراز میشود، با این ایده زیبا در نظر گرفته میشود که «فرآیند نقاشی به صورت پویا، یعنی به عنوان انتقال دنیای آسمانی به دنیای زندگی دنیوی تفسیر میشود.
Bedeutungen
1
ohne Objekt
کلمات توهینآمیز یا خشمگینانه به زبان آوردن.
- Als er den Nagel auf den Daumen schlug, fluchte er laut.وقتی او چکش را به انگشت شستش زد، با صدای بلند فحش داد.
- Sie fluchte über den schlechten Service.او از خدمات بد ناسزا گفت.
2
mit Dativ / mit + Dativ
در یک خط یا راستا قرار گرفتن، معمولاً در مورد اشیاء یا ساختمانها.
- Die Fenster fluchten mit der Fassade.پنجرهها با نمای ساختمان همراستا هستند.
- Die Bäume fluchten entlang des Weges.درختان در امتداد مسیر در یک خط قرار گرفتهاند.