flugunfähig

Aussprache: /ˈfluːkˌʊnˌfɛːɪç/
Worttrennung: flug·un·fä·hig
صفت

ناتوان از پرواز، پروازناپذیر

Bedeutungen

1

ناتوان از پرواز؛ پروازناپذیر (معمولاً در مورد پرندگان یا هواپیماها).

  • Pinguine sind flugunfähige Vögel, die gut schwimmen können.پنگوئن‌ها پرندگان پروازناپذیری هستند که می‌توانند خوب شنا کنند.
  • Das alte Flugzeug war flugunfähig und musste repariert werden.هواپیمای قدیمی پروازناپذیر بود و باید تعمیر می‌شد.
  • Einige Dinosaurierarten waren flugunfähig.برخی از گونه‌های دایناسور پروازناپذیر بودند.