anflunkern
سرِ کسی شیره مالیدن، سرِ کسی کلاه گذاشتن (به شوخی)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas anflunkern)
با یک دروغ کوچک و اغلب بیضرر به کسی نگاه کردن یا با او صحبت کردن، برای فریب دادن یا متقاعد کردن او.
- Er versuchte, mich mit süßen Worten anzufunkern.او سعی کرد با کلمات شیرین مرا فریب دهد.
- Sie hat mich schon wieder angeflunkert, um das Geschenk zu bekommen.او دوباره سر من شیره مالید تا آن هدیه را بگیرد.