vorflunkern

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌflʊŋkɐn/
Worttrennung: vor·f·lun·kern
فعل

سر کسی شیره مالیدن، به کسی دروغکی چیزی گفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (چیزی که سرهم می‌شود)

دروغ کوچک یا داستانی را برای تحت تأثیر قرار دادن، توجیه کردن یا اجتناب از چیزی گفتن.

  • Er flunkerte ihr vor, dass er viel zu tun hätte.او به او دروغکی گفت که کار زیادی دارد.
  • Sie hat dem Lehrer eine Ausrede vorgeflunkert.او به معلم یک بهانه ساختگی گفت.