fluoreszieren
فلورسانس دادن، از خود نور تاباندن
Beispiele
- Es ''fluoresziert'' im Dunkeln grünlich.در تاریکی به رنگ سبز ملایم میدرخشد (فلورسانس دارد).
- Energiesparlampen glühen nicht, sie ''fluoreszieren,'' daher werfen sie ein diffuses Licht, sagt er.او میگوید لامپهای کممصرف داغ نمیشوند، بلکه از خود نور میتابانند (فلورسانس دارند)، به همین دلیل نور پراکندهای ایجاد میکنند.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
خاصیت فلورسانس داشتن؛ نور را جذب کرده و سپس با طول موج بلندتر منتشر کردن.
- Einige Mineralien fluoreszieren unter UV-Licht.برخی از مواد معدنی زیر نور فرابنفش فلورسنت هستند.
- Die Farbe fluoresziert im Dunkeln.رنگ در تاریکی نورافشانی میکند.