fluoreszieren

Aussprache: /fluo̯rɛsˈtsiːrən/
Worttrennung: flu·o·res·zie·ren
فعل

فلورسانس دادن، نورافشانی کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

خاصیت فلورسانس داشتن؛ نور را جذب کرده و سپس با طول موج بلندتر منتشر کردن.

  • Dieses Mineral fluoresziert unter UV-Licht.این کانی زیر نور فرابنفش فلورسانس می‌دهد.
  • Die Farbe fluoresziert im Dunkeln.رنگ در تاریکی نورافشانی می‌کند.