flussabwärts
پاییندست رودخانه، به سمت دهانه رود
Bedeutungen
1
در جهت جریان آب؛ به سمت پاییندست رودخانه یا دهانه آن.
- Das Treibholz wurde flussabwärts gespült.چوبهای شناور به سمت پاییندست رودخانه شسته شدند.
- Wir haben eine entspannte Fahrt flussabwärts genossen.ما از یک سفر آرام در پاییندست رودخانه لذت بردیم.
- Die Stadt liegt flussabwärts von der Mündung des Nebenflusses.شهر در پاییندست محل تلاقی با رودخانه فرعی قرار دارد.