flusswärts

Aussprache: /ˈflʊsˌvɛɐ̯t͡s/
Worttrennung: fluss·wärts
قید

در جهت رودخانه، پایین‌دست رودخانه

Bedeutungen

1

در جهتی که آب رودخانه جریان دارد، به سمت پایین رودخانه.

  • Das Schiff fuhr flusswärts in Richtung Meer.کشتی در جهت رودخانه به سمت دریا حرکت کرد.
  • Wir haben die Angelrute flusswärts treiben lassen.ما چوب ماهیگیری را در جهت رودخانه رها کردیم تا شناور شود.
  • Die Strömung trug das Boot flusswärts.جریان آب قایق را به سمت پایین رودخانه برد.