anfechten

Aussprache: /ˈanˌfɛçtn̩/
Worttrennung: an·fech·ten
فعل

اعتراض کردن، به چالش کشیدن، ابطال کردن (تصمیم یا قرارداد)، ناراحت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

به قانونی، تصمیمی یا نتیجه‌ای اعتراض کردن و سعی در تغییر آن داشتن

  • Er will das Wahlergebnis anfechten.او می‌خواهد نتیجه انتخابات را به چالش بکشد.
  • Die Entscheidung des Gerichts kann nicht angefochten werden.تصمیم دادگاه قابل اعتراض نیست.