ausfechten
به پایان رساندن (نزاع)، حل و فصل کردن (اختلاف)
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک نزاع یا درگیری را تا پایان ادامه دادن، با مبارزه حل و فصل کردن
- Sie müssen ihren Streit unter sich ausfechten.آنها باید دعوای خود را بین خودشان حل و فصل کنند.
- Die beiden Parteien haben den Konflikt bis zum bitteren Ende ausgefochten.دو طرف درگیری را تا پایان تلخ آن ادامه دادند.
2
sich + mit + Dativ
مبارزه کردن، تقلا کردن (به صورت مجازی، مثلاً با خود)
- Er ficht einen inneren Kampf mit sich selbst aus.او با خودش یک نبرد درونی دارد.
- Diese Entscheidung muss ich mit mir selbst ausfechten.این تصمیم را باید با خودم حل و فصل کنم.