foder
خوراک حیوانات، آستر لباس (سوئدی/متن خارجی)
Beispiele
- Du kan köpa ''fodret'' hos en veterinär.میتوانید خوراک را از دامپزشکی تهیه کنید.
- Fodret'' är slitet.آستر فرسوده است.
- Vi kapade några listor, spikade dem fast och så var ''fodret'' på plats inom en timme.ما چند تخته برش دادیم، آنها را میخکوب کردیم و بدین ترتیب آستر ظرف یک ساعت در جای خود قرار گرفت.