folgen

Aussprache: /ˈfɔlɡn̩/
Wortzerlegung: fol·gen
فعل

دنبال کردن، پیروی کردن

Beispiele

  • Sie ist mir bis zum Bahnhof ''gefolgt.او تا ایستگاه قطار مرا دنبال کرد.
  • Der Hund ''folgt'' ihm auf Schritt und Tritt.سگ همه‌جا قدم به قدم او را دنبال می‌کند.
  • Folgen'' Sie dem Taxi da!تا آن تاکسی را تعقیب کنید!
  • Ich bin ihr mit meinen Blicken ''gefolgt,'' bis sie hinter der Ecke verschwand.با چشمانم او را دنبال کردم تا اینکه پشت گوشه خیابان ناپدید شد.

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem/etwas)

پشت سر کسی یا چیزی حرکت کردن، تعقیب کردن.

  • Der Hund folgt seinem Herrchen überallhin.سگ صاحبش را همه جا دنبال می‌کند.
  • Bitte folgen Sie mir zum Ausgang.لطفاً مرا تا خروجی دنبال کنید.
2 Dativ (jemandem/etwas)

از دستورات، قوانین یا توصیه‌ها پیروی کردن.

  • Er folgt immer den Anweisungen des Lehrers.او همیشه از دستورالعمل‌های معلم پیروی می‌کند.
  • Wir sollten dem Rat des Arztes folgen.ما باید از توصیه پزشک پیروی کنیم.
3 (intransitiv)

به عنوان نتیجه یا پیامد چیزی رخ دادن.

  • Auf Regen folgt Sonnenschein.بعد از باران، آفتاب می‌آید.
  • Aus dieser Entscheidung werden wichtige Konsequenzen folgen.از این تصمیم پیامدهای مهمی ناشی خواهد شد.