einfordern

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌfɔrdɐn/
Wortzerlegung: ein·for·dern
فعل

مطالبه کردن، خواستار شدن، طلب کردن

Beispiele

  • Wir ''fordern'' mehr Toleranz ''ein''.ما خواهان تحمل بیشتری هستیم.
  • Fordere'' doch deine Außenstände gerichtlich ''ein''!مطالبات معوقه خود را از طریق دادگاه پیگیری کن!

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را که حق خود می‌دانید یا به شما تعلق دارد، مطالبه کردن یا درخواست کردن.

  • Er forderte sein Geld vom Schuldner ein.او پولش را از بدهکار مطالبه کرد.
  • Die Gewerkschaft fordert bessere Arbeitsbedingungen ein.اتحادیه کارگری شرایط کاری بهتری را مطالبه می‌کند.