wiederfordern
بازپس خواستن، دوباره طلب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wiederfordern)
چیزی را که قبلاً داده شده یا از دست رفته است، دوباره مطالبه کردن یا پس گرفتن.
- Er fordert seine verlorenen Rechte wieder.او حقوق از دست رفتهاش را دوباره مطالبه میکند.
- Nach dem Krieg forderte das Land seine Gebiete wieder.پس از جنگ، کشور مناطق خود را بازپس گرفت.
2
Akkusativ (jemanden / etwas wiederfordern)
حقوق، احترام یا موقعیتی را که از دست رفته است، دوباره مطالبه کردن یا به دست آوردن.
- Die Bürger fordern ihre Freiheit wieder.شهروندان آزادی خود را دوباره طلب میکنند.
- Sie fordert die Anerkennung ihrer Leistung wieder.او به رسمیت شناخته شدن تلاشهایش را دوباره مطالبه میکند.