fordern
خواستن، مطالبه کردن، طلبیدن
Beispiele
- Er ''forderte'' eine gerechte Bezahlung.او خواستار پرداخت عادلانه شد.
- Mehr Wettbewerb auf der Schiene wird zwar ''gefordert,'' aber nicht energisch durchgesetzt.رقابت بیشتر در راهآهن مطالبه میشود، اما با قاطعیت اجرا نمیشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ (was) + von + Dativ (von wem)
چیزی را با قاطعیت یا به عنوان حق درخواست کردن، مطالبه کردن.
- Die Gewerkschaft fordert höhere Löhne.اتحادیه کارگری دستمزدهای بالاتر را مطالبه میکند.
- Er forderte eine Entschuldigung von ihr.او از او عذرخواهی خواست.
2
Akkusativ
به چالش کشیدن، نیاز به تلاش، تمرکز یا مهارت زیاد داشتن.
- Diese Aufgabe fordert viel Konzentration.این وظیفه تمرکز زیادی میطلبد.
- Der neue Job fordert ihn sehr.شغل جدید او را بسیار به چالش میکشد.