auffordern

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌfɔʁdɐn/
Worttrennung: auf·for·dern
فعل

دعوت کردن، فراخواندن، درخواست کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (Objekt) + zu + Infinitiv

از کسی به طور رسمی یا جدی درخواست کردن یا او را تشویق کردن به انجام کاری.

  • Die Polizei fordert die Bevölkerung auf, zu Hause zu bleiben.پلیس از مردم می‌خواهد که در خانه بمانند.
  • Er forderte mich auf, ihm zu helfen.او از من خواست که به او کمک کنم.
2 Akkusativ (Objekt)

دعوت کردن کسی به انجام فعالیتی مانند رقص، مبارزه، رقابت یا شرکت در یک رویداد.

  • Er forderte sie zum Tanz auf.او او را به رقص دعوت کرد.
  • Der Champion forderte den Herausforderer heraus.قهرمان، مدعی را به چالش کشید.
3 Akkusativ (Objekt)

به چالش کشیدن، مطالبه کردن یا خواستار چیزی شدن.

  • Die Opposition fordert den Rücktritt der Regierung.اپوزیسیون استعفای دولت را خواستار شد.
  • Sie fordert Gerechtigkeit für die Opfer.او خواهان عدالت برای قربانیان است.