auffordern
دعوت کردن، فراخواندن، درخواست کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Objekt) + zu + Infinitiv
از کسی به طور رسمی یا جدی درخواست کردن یا او را تشویق کردن به انجام کاری.
- Die Polizei fordert die Bevölkerung auf, zu Hause zu bleiben.پلیس از مردم میخواهد که در خانه بمانند.
- Er forderte mich auf, ihm zu helfen.او از من خواست که به او کمک کنم.
2
Akkusativ (Objekt)
دعوت کردن کسی به انجام فعالیتی مانند رقص، مبارزه، رقابت یا شرکت در یک رویداد.
- Er forderte sie zum Tanz auf.او او را به رقص دعوت کرد.
- Der Champion forderte den Herausforderer heraus.قهرمان، مدعی را به چالش کشید.
3
Akkusativ (Objekt)
به چالش کشیدن، مطالبه کردن یا خواستار چیزی شدن.
- Die Opposition fordert den Rücktritt der Regierung.اپوزیسیون استعفای دولت را خواستار شد.
- Sie fordert Gerechtigkeit für die Opfer.او خواهان عدالت برای قربانیان است.