wiederfordern

Aussprache: /ˈviːdɐˌfɔʁdɐn/
Worttrennung: wie·der·for·dern
فعل

بازپس خواستن، دوباره طلب کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas wiederfordern)

چیزی را که قبلاً داده شده یا از دست رفته است، دوباره مطالبه کردن یا پس گرفتن.

  • Er fordert seine verlorenen Rechte wieder.او حقوق از دست رفته‌اش را دوباره مطالبه می‌کند.
  • Nach dem Krieg forderte das Land seine Gebiete wieder.پس از جنگ، کشور مناطق خود را بازپس گرفت.
2 Akkusativ (jemanden / etwas wiederfordern)

حقوق، احترام یا موقعیتی را که از دست رفته است، دوباره مطالبه کردن یا به دست آوردن.

  • Die Bürger fordern ihre Freiheit wieder.شهروندان آزادی خود را دوباره طلب می‌کنند.
  • Sie fordert die Anerkennung ihrer Leistung wieder.او به رسمیت شناخته شدن تلاش‌هایش را دوباره مطالبه می‌کند.