formbeständig

Aussprache: /ˈfɔrmbəˌʃtɛndɪç/
Worttrennung: form·be·stän·dig
صفت

پایدار از نظر شکل، مقاوم در برابر تغییر شکل

Bedeutungen

1

توانایی حفظ شکل و ابعاد اصلی خود تحت فشار، دما یا سایر عوامل خارجی؛ مقاوم در برابر تغییر شکل.

  • Das Material ist formbeständig, auch nach mehrmaligem Waschen.این ماده حتی پس از چندین بار شستشو نیز از نظر شکل پایدار است.
  • Ein gutes Polster muss formbeständig sein.یک کوسن خوب باید از نظر شکل پایدار باشد.
  • Die Konstruktion ist formbeständig und hält großen Belastungen stand.این سازه از نظر شکل پایدار است و در برابر بارهای سنگین مقاومت می‌کند.