das formikonisches Wort

Aussprache: /fɔrmɪˈkoːnɪʃəs vɔrt/
Worttrennung: for·mi·ko·ni·sches Wort
اسم

واژه شمایل‌گون (واژه‌ای که شکلش معنایش را تداعی می‌کند)

Bedeutungen

1

واژه‌ای که شکل نوشتاری یا تلفظ آن به طور بصری یا آوایی شبیه به چیزی است که به آن اشاره دارد، مانند واژه‌های تصویری یا آواپیکتوگرافیک.

  • Das Wort 'Schlange' könnte als ein formikonisches Wort betrachtet werden, wenn man seine geschwungene Form sieht.واژه 'مار' را می‌توان یک واژه شمایل‌گون در نظر گرفت، اگر شکل خمیده آن را ببینیم.
  • Einige Piktogramme sind Beispiele für formikonische Zeichen.برخی پیکتوگرام‌ها نمونه‌هایی از نشانه‌های شمایل‌گون هستند.
  • Ist 'U-Bahn' ein formikonisches Wort wegen seiner Form?آیا 'U-Bahn' (مترو) به دلیل شکلش یک واژه شمایل‌گون است؟