صفت
غیررسمی، بدون تشریفات، بیشکل
جملات نمونه برای formlos:
Ein ''formloser'' Nebel breitet sich aus.
مهی بیشکل و بدون مرز مشخص در حال گسترش است.
Der Antrag kann ''formlos'' gestellt werden.
درخواست را میتوان به صورت غیررسمی (بدون فرم خاص) ارائه داد.
Er platzte ''formlos'' in die Besprechung und forderte Gehör.
او بدون تشریفات و سرزده وارد جلسه شد و خواستار توجه شد.