ausformen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌfɔʁmən/
Wortzerlegung: aus·for·men
فعل

شکل دادن؛ فرم دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

به چیزی شکل خاصی دادن، قالب‌گیری کردن، فرم دادن به چیزی

  • Der Künstler formte die Skulptur aus Ton aus.هنرمند مجسمه را از گل رس شکل داد.
  • Sie müssen den Teig gut ausformen, damit das Brot schön wird.شما باید خمیر را خوب شکل دهید تا نان زیبا شود.
2 Akkusativ

چیزی را (مانند ایده یا مفهوم) توسعه دادن یا بسط دادن، پروراندن

  • Er musste seine Gedanken noch genauer ausformen.او باید افکارش را دقیق‌تر پروراند.
  • Die Theorie wurde über Jahre hinweg ausgeformt.این نظریه طی سال‌ها بسط داده شد.