abforsten

Aussprache: /ˈapˌfɔʁstn̩/
Wortzerlegung: ab·fors·ten
فعل

قطع درختان یک جنگل، پاکسازی جنگل

Beispiele

  • Wenn ein Holzhändler einen entlegenen Wald zwecks Ausschlachtung ankauft und an Ort und Stelle ein Sägewerk zur ersten Bearbeitung der Hölzer errichtet, so hört der Gebrauch des Werkes auf, sobald der ganze Wald ''abgeforstet'' ist.هنگامی که یک تاجر چوب جنگل دورافتاده‌ای را برای بهره‌برداری خریداری می‌کند و کارخانه اره‌کشی برای پردازش اولیه چوب در محل ایجاد می‌کند، استفاده از کارخانه پس از "قطع کامل" تمام جنگل متوقف می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas abforsten)

قطع کردن درختان یک منطقه جنگلی به منظور استفاده از زمین برای کشاورزی، ساخت و ساز یا بهره‌برداری از چوب.

  • Die Firma plant, große Teile des Regenwaldes abzuforsten.شرکت قصد دارد بخش‌های بزرگی از جنگل‌های بارانی را جنگل‌زدایی کند.
  • Durch die Abforstung gehen viele Tierarten ihren Lebensraum verloren.به دلیل جنگل‌زدایی، بسیاری از گونه‌های جانوری زیستگاه خود را از دست می‌دهند.