fortblasen
دور کردن با باد، ناپدید کردن
Beispiele
- Der Wind ''hat'' die Gewitterwolken ''fortgeblasen.باد ابرهای طوفانی را دور کرد.
- Die nächtliche Angst ''wurde'' mit Anbruch des Tages ''fortgeblasen.ترس شبانه با طلوع روز از بین رفت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با باد یا فوت کردن از جایی دور کردن یا از بین بردن
- Der Wind bläst die Blätter fort.باد برگها را دور میکند.
- Sie blies den Staub vom Tisch fort.او گرد و غبار را از روی میز فوت کرد و دور کرد.