fortentwickeln
توسعه دادن، پیشرفت دادن، تکامل بخشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (چیزی که توسعه مییابد)
چیزی را به طور مداوم یا به سمت جلو توسعه دادن، پیش بردن و بهبود بخشیدن.
- Die Wissenschaftler arbeiten daran, die Methode fortzuentwickeln.دانشمندان در حال کار بر روی توسعه بیشتر این روش هستند.
- Wir müssen unsere Strategie fortentwickeln, um erfolgreich zu sein.ما باید استراتژی خود را برای موفقیت بیشتر توسعه دهیم.
2
sich (Akkusativ) (sich fortentwickeln)
خود را به طور پیوسته توسعه دادن، تکامل یافتن، پیشرفت کردن.
- Die Technologie hat sich in den letzten Jahren rasant fortentwickelt.فناوری در سالهای اخیر به سرعت پیشرفت کرده است.
- Er hat sich beruflich stark fortentwickelt.او از نظر شغلی به شدت پیشرفت کرده است.