fortfinden

Aussprache: /ˈfɔʁtfɪndən/
Wortzerlegung: fort·fin·den
فعل

راه خروج/دور شدن را پیدا کردن

Bedeutungen

1 sich fortfinden / von + Dativ fortfinden

راهی برای ترک کردن یک مکان یا دور شدن از آن پیدا کردن

  • Er konnte sich im Dunkeln nicht von dort fortfinden.او نتوانست در تاریکی راهی برای خروج و ترک آنجا پیدا کند.
  • Es war schwer, aus diesem entlegenen Dorf wieder fortzufinden.دشوار بود که دوباره راهی برای رفتن از این روستای دورافتاده پیدا کرد.