fortdürfen
اجازه رفتن داشتن، مجاز بودن به رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv
اجازه داشتن برای ترک کردن یک مکان یا موقعیت.
- Nach der Arbeit durfte er endlich fort.بعد از کار، او بالاخره اجازه داشت برود.
- Die Kinder fragten, ob sie schon fort dürften.بچهها پرسیدند که آیا میتوانند بروند.