fortdürfen

Aussprache: /ˈfɔʁtˌdʏʁfn̩/
Wortzerlegung: fort·dür·fen
فعل

اجازه رفتن داشتن، مجاز بودن به رفتن

Bedeutungen

1 intransitiv

اجازه داشتن برای ترک کردن یک مکان یا موقعیت.

  • Nach der Arbeit durfte er endlich fort.بعد از کار، او بالاخره اجازه داشت برود.
  • Die Kinder fragten, ob sie schon fort dürften.بچه‌ها پرسیدند که آیا می‌توانند بروند.