fortfliegen

Aussprache: /ˈfɔrtˌfliːɡn̩/
Wortzerlegung: fort·flie·gen
فعل

پرواز کردن و رفتن، سریع گذشتن

Bedeutungen

1 von + Dativ

با پرواز از محلی دور شدن و رفتن

  • Die Vögel sind in den Süden fortgeflogen.پرندگان به سمت جنوب پرواز کردند و رفتند.
  • Ein Schmetterling flog vom Fenster fort.پروانه‌ای از پنجره پرواز کرد و دور شد.
2 intransitiv

با سرعت زیاد گذشتن زمان یا فرصت‌ها

  • Die Zeit fliegt nur so fort.زمان همین‌طور با سرعت می‌گذرد.
  • Die besten Jahre fliegen schnell fort.بهترین سال‌های عمر به سرعت می‌گذرند.