fortgeschritten
پیشرفته، توسعهیافته
Bedeutungen
1
در مرحلهای از توسعه یا یادگیری که از مراحل اولیه فراتر رفته است؛ پیشرفته.
- Sie spricht bereits fortgeschrittenes Deutsch.او آلمانی پیشرفته صحبت میکند.
- Das Projekt befindet sich in einem fortgeschrittenen Stadium.پروژه در مرحله پیشرفتهای قرار دارد.
- Für diesen Kurs sind fortgeschrittene Kenntnisse erforderlich.برای این دوره، دانش پیشرفته لازم است.
2
در مورد بیماری یا وضعیت، به مرحلهای رسیده که جدیتر یا پیچیدهتر است.
- Der Krebs war bereits in einem fortgeschrittenen Stadium.سرطان در مرحله پیشرفتهای بود.
- Er leidet an einer fortgeschrittenen Form der Krankheit.او از نوع پیشرفته بیماری رنج میبرد.
- Die fortgeschrittenen Symptome machten eine sofortige Behandlung notwendig.علائم پیشرفته، درمان فوری را ضروری ساخت.