fortwähren
ادامه یافتن، پایدار ماندن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
برای مدت طولانی یا بدون وقفه ادامه داشتن؛ پایدار ماندن؛ طول کشیدن.
- Die Verhandlungen währten bis spät in die Nacht.مذاکرات تا پاسی از شب ادامه یافت.
- Der Friede währte nicht lange.صلح برای مدت طولانی پایدار نماند.