fortwerfen
دور انداختن، پرت کردن، خلاص شدن از شر
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas fortwerfen)
چیزی ناخواسته، کهنه یا بیمصرف را دور انداختن و خلاص شدن از شر آن.
- Bitte wirf die leere Flasche in den Mülleimer.لطفاً بطری خالی را در سطل زباله بینداز.
- Er hat alte Kleider einfach auf die Straße geworfen.او لباسهای کهنه را به سادگی در خیابان انداخت.