fortgraulen
دور کردن با رفتار نامهربانانه، رنجاندن و فراری دادن
Beispiele
- Schon von Anfang an waren die Dienstboten alle gegen sie und wollten sie ''fortgraulen,'' weil ein Fabrikmädchen nicht anständig sei.از همان ابتدا، خدمتکاران همه علیه او بودند و میخواستند او را "فراری دهند"، چون یک دختر کارگر شایسته نبود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را با ایجاد ترس یا وحشت از مکانی دور کردن یا فراری دادن.
- Der Gärtner versuchte, die Vögel vom Kirschbaum fortzugraulen.باغبان سعی کرد پرندگان را با ترساندن از درخت گیلاس دور کند.
- Man kann die Kinder nicht einfach fortgraulen, wenn sie spielen wollen.نمیتوان بچهها را وقتی میخواهند بازی کنند، به سادگی با ترساندن فراری داد.