fortifikatorisch

Aussprache: /ˌfɔʁtifikatoːʁɪʃ/
Worttrennung: for·ti·fi·ka·to·risch
صفت

مربوط به قلعه‌سازی، مربوط به استحکامات، مربوط به سنگربندی

Bedeutungen

1

مربوط به ساخت یا استفاده از استحکامات دفاعی، قلعه‌ها یا سنگرها.

  • Die Stadt hat eine lange Geschichte fortifikatorischer Bauten.این شهر تاریخ طولانی از بناهای استحکامات دفاعی دارد.
  • Die fortifikatorische Bedeutung der Burg war strategisch wichtig.اهمیت استحکامات این قلعه از نظر استراتژیک مهم بود.
  • Die Archäologen untersuchen die fortifikatorischen Elemente der alten Römerstadt.باستان‌شناسان عناصر استحکامات دفاعی شهر باستانی رومی را بررسی می‌کنند.