fortpflanzen
تولید مثل کردن، تکثیر شدن
Beispiele
- Bestimmte Bakterienarten können sich sehr rasch ''fortpflanzen.برخی از گونههای باکتری میتوانند خیلی سریع تولید مثل کنند.
- Einige Pilze können sich auch ungeschlechtlich ''fortpflanzen.برخی از قارچها میتوانند به صورت غیرجنسی نیز تکثیر شوند.
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
موجودات زنده (حیوانات، گیاهان) نسل خود را ادامه دهند
- Kaninchen pflanzen sich sehr schnell fort.خرگوشها خیلی سریع تولید مثل میکنند.
- Diese Pflanze kann sich durch Samen fortpflanzen.این گیاه میتواند از طریق بذر تکثیر شود.
2
sich + Akkusativ
چیزی (مانند صدا، موج، خبر) گسترش یابد یا منتشر شود
- Der Schall pflanzt sich in der Luft fort.صدا در هوا منتشر میشود.
- Die Nachricht pflanzte sich schnell im Dorf fort.خبر به سرعت در روستا پخش شد.