fortrühren
دور شدن، جابجا شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas fortrühren)
ادامه دادن به هم زدن یا با هم زدن چیزی را از جایی دور کردن (کمتر رایج).
- Er rührte die Suppe fort, bis sie fertig war.او سوپ را هم زد تا آماده شد.
- Mit einem Löffel rührte er den Schlamm fort.او با قاشق گل و لای را هم زد و دور کرد.