fortschafften

Aussprache: /ˈfɔʁtˌʃaftən/
Wortzerlegung: fort·s·chaff·ten
Konjugierte Form

دور کردیم، منتقل کردیم (شکل اول شخص جمع گذشته) / دور کردند، منتقل کردند (شکل سوم شخص جمع گذشته)

Bedeutungen

1 etwas/jemanden (Akkusativ) fortschaffen

چیزی یا کسی را از مکانی به مکانی دیگر منتقل کردن، اغلب با هدف دور کردن یا حذف آن.

  • Die Behörden mussten die illegalen Bauten fortschaffen.مقامات مجبور بودند سازه‌های غیرقانونی را برچینند.
  • Er versuchte, die Beweismittel unauffällig aus dem Raum fortschaffen zu lassen.او سعی کرد مدارک جرم را به طور نامحسوس از اتاق خارج کند.
2 etwas (Akkusativ) fortschaffen

چیزی ناخواسته یا مضر را از بین بردن یا حذف کردن.

  • Man hoffte, die Seuche durch strenge Quarantänemaßnahmen fortschaffen zu können.امیدوار بودند که بتوانند با اقدامات قرنطینه‌ای سختگیرانه، طاعون را ریشه‌کن کنند.
  • Die Aufgabe war, die störenden Geräusche aus dem Aufnahmestudio fortzuschaffen.وظیفه این بود که صداهای مزاحم را از استودیوی ضبط حذف کنند.